وهم انتظار-مرجان اسماعیلی
وهم انتظار
مرجان اسماعیلی
این شعر در فصلنامۀ تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر “داستان شیراز” (سال پنجم – شماره بیستم– تابستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.
کسی مرا صدا نکرد
به دوردست خیره ماندهام
ولی،
کسی به دستهای من نگاه نکرد
سنگلاخ و پرنشیب
راهِ سخت و بیعبور
سایهها دراز و کوژ
هیچ چشمی آشنا نبود
چشمه جوشیده از شاخ قوچ
سنگهای سرخ و داغ
پیشتر که میروی
چشم خونی عقاب
سبزی مهآلود واحهای
چه دور… چه دور…
جغد تشنهای به آوای گنگ در گلو
رووک… رووک…
کسی دست روی چشمهای بستهام کشید.