انتخاب برگه

چه می‌شود کرد-الیاس قنواتی لاری

چه می‌شود کرد-الیاس قنواتی لاری

چه می‌شود کرد

الیاس قنواتی لاری

در حصارِ دهان، زبان اگر هزار بار مشت بر دندان نکُفته باشد خائن است

خائن است به اندیشه که آزادی را بیرون از زندان جمجمه نقطه به نقطه خط به خط ترسیم کرده است

خائن است به قلب که برای رهایی غریزه بر دیوار بی‌دریچۀ سینه بی‌وقفه تپیده و چپاندهِ خونِ گرم را در رگ‌ها تا جنبش را مسبب باشد

زبان اگر هزار بار خود را به سقف دهان نکفُته باشد خائن است

و هر کلمه قطره‌ای لااقل قطره‌ای از مذاب آتشفشان اگر نباشد غدار است

غدار است به تو که نان خشکت را در آب تُک می‌زنی و لقمه می‌کنی

برای کودکت که به مدرسه نمی‌رود

برای خودت که گرسنه‌ای

برای خواهرت که به مدرسه برود

غدار است به تو که از پسمانده‌های آن‌ها که می‌خورند، آن‌ها که دور می‌ریزند نان بیرون می‌کشی

و در رویای معجزه‌وار سطلی پر از پلاستیک و فلز زباله‌ها را یکی‌یکی می‌کاوی

هر کلمه لااقل قطره‌ای از مذاب آتشفشان اگر نباشد غدار است

پس شعر باید مذاب روان باشد در این آتشفشان

که در خیال واهیِ برای خود ماندن، گنداب راکدی‌ست که جهان را متعفن می‌کند

حالا بیا دریچه را باز کن تا فریاد بزنیم

می‌بینید این شعر خلاف قواعدِ فن دارد شعار می‌دهد

زیرا شعر باید مذاب روان باشد در این آتشفشان

چه می‌شود کرد روزگار غریبی ست نازنین

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب