انتخاب برگه

سکوتِ سوگ-مرجان اسماعیلی

سکوتِ سوگ-مرجان اسماعیلی

سکوتِ سوگ

مرجان اسماعیلی

این شعر در فصلنامۀ تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر “داستان شیراز” (سال پنجم – شماره بیستم–  تابستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.

صدای بر هم افتادن پلک‌هایت

ریزش بزاق گرم پرعطش گلویت

فراز حرارت پرالتهاب رگ‌ها

در فرود نفس‌های پرصدا

رؤیت سرسبزی این بهار

در غرقابِ حزن‌انگیز خزان سال‌ها

جهانی دور

در جهانی دورتر

فراز…

فریاد…

فرود…

فرونشستن قطره‌های داغ عرقت

یکی‌یکی بر پیشانی‌اش

بر سردیِ شرم

و بلوغی دیررس

که شکوفه می‌نشاند

بر سفیدی نورس گیس‌هایش

خضاب می‌بندند بر ترکِ تارکش

کودکان کِل می‌کشند

پیران مست می‌شوند

دهل…

سرنا…

قیچک…

پیچشی بر تنۀ پوک و توخالی

ریزش موریانه بر خورندگیِ خواری

بی‌تابی تب‌آلودِ رفتن

آهنگ پرزخمۀ ماندن

پنجه‌های فرورفته بر خالی بستر

چشمان غبارآلود و خاموش

خیره

خیره

بر بی‌امتدادی جاده

نیستی…

نسیان…

نسبت…

آی… ای جماعت

مقراض کنید

با دست‌های کوتاهتان

بر باد دهید

زلفانش را به شیون

تار تار

تا شیوع سرگردانی

در میان این اجتماع بی‌لبخند

ولولۀ موذی سوال

در زیر تپش پوست

همهمۀ نجوا پشت پرده‌ها

لرزش صماخ

تنش مویرگ

سیاه سرخ، سرخ سیاه

چشم…

گوش…

زبان…

کوسی که بی‌صدا افتاد

یورشِ شلاقِ شک

بر پوسته‌های سالیان ساقه

برگُردۀ زمین

دو قدم پایین‌تر از خاک

در اندیشۀ ریشه‌های بی‌آب

در پی شب‌های پرشیب

و شتابِ برقِ رعد

و تندری بر تنهایی

سکون…

سرما…

سکوت…

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب