پرندهای از قفس گریخت-الیاس قنواتی لاری
پرندهای از قفس گریخت
الیاس قنواتی لاری
این شعر در فصلنامۀ تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر “داستان شیراز” (سال پنجم – شماره بیستم– تابستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.
برای خوابها، کابوسها، رویاها
پرندهای از قفس گریخت
سرگشته، نشسته روی سیم برق خوابش برد
و خوابهایش با جریان برق به خانهها آمدند
در یخچالها جریان یافتند
و بطریهای شیر با صدای ضجۀ گاو ماده طغیان کردند
و از تخممرغهای توی یخچال جوجههای مرده مویهکنان سر برآوردند
پرندهای از قفس گریخته بود
و خوابهایش با جریان برق به خانهها آمده بودند
چند آمپر کابوس، چند آمپر رویا به فریزرها رفته بود؟
که مرغهای بیسر کشتار روز سرود ظلمتِ شب را همخوانی کردند
و خون گرم در انجماد تکههای گوشت دوید و از زِهوارهای درها فواره زد
فریزرها خون هزاران مرده را سرفه میکردند
و چراغها به فردا نور میتابیدند
از رادیوها صدای قمری پخش میشد
و ماهیهای یخزده بر خون میرقصیدند
چند آمپر کابوس؟
چند آمپر رویا؟
پرندهای از قفس گریخته بود
و خوابهایش با جریان برق به خانهها آمده بودند
و خانه دیگر آن نبود که نبود
نمایش تدلیسانۀ آرامش را شکسته بود
خانه دیگر آن نبود که نبود
پرندهای از قفس گریخته بود