انتخاب برگه

پرنده‌ای از قفس گریخت-الیاس قنواتی لاری

پرنده‌ای از قفس گریخت-الیاس قنواتی لاری

پرنده‌ای از قفس گریخت

الیاس قنواتی لاری

برای خواب‌ها، کابوس‌ها، رویاها

پرنده‌ای از قفس گریخت

سرگشته، نشسته روی سیم برق خوابش برد

و خواب‌هایش با جریان برق به خانه‌ها آمدند

در یخچال‌ها جریان یافتند

و بطری‌های شیر با صدای ضجۀ گاو ماده طغیان کردند

و از تخم‌مرغ‌های توی یخچال جوجه‌های مرده مویه‌کنان سر برآوردند

پرنده‌ای از قفس گریخته بود

و خواب‌هایش با جریان برق به خانه‌ها آمده بودند

چند آمپر کابوس، چند آمپر رویا به فریزرها رفته بود؟

که مرغ‌های بی‌سر کشتار روز سرود ظلمتِ شب را همخوانی کردند

و خون گرم در انجماد تکه‌های گوشت دوید و از زِهوارهای در‌ها فواره زد

فریزرها خون هزاران مرده را سرفه می‌کردند

و چراغ‌ها به فردا نور می‌تابیدند

از رادیو‌ها صدای قمری پخش می‌شد

و ماهی‌های یخ‌زده بر خون می‌رقصیدند

چند آمپر کابوس؟

چند آمپر رویا؟

پرنده‌ای از قفس گریخته بود

و خواب‌هایش با جریان برق به خانه‌ها آمده بودند

و خانه دیگر آن نبود که نبود

نمایش تدلیسانۀ آرامش را شکسته بود

خانه دیگر آن نبود که نبود

پرنده‌ای از قفس گریخته بود

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب