تماشا-اسماعیل قنواتی
تماشا
اسماعیل قنواتی
این شعر در فصلنامۀ تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر “داستان شیراز” (سال پنجم – شماره بیستم– تابستان ۱۴۰۱) منتشر شده است.
چند نفر در خیابان میروند
میآیند چندی به خیابان
چند درخت گوشهای شاخه افکنده
درختهایی قطع شده به تصوری
زن و مردی کنجی، نون و پنیر برای هم لقمه میکنند و جملات آرامی میگویند
دو پرنده روی شاخهای به هم نزدیک میشوند
دنبال هر پرندهای که میآید، میرود، پرندهای سرگشته
حیرانِ اندوختن میچرخد، گم کرده آسایش را نداند کجا
پیرمردی زیر سایۀ نخلی نشسته و چای میخورد
زندگی چیزهای زیادی ندارد
پرندهای از شاخهای به شاخهای دیگر میرود اردیبهشت ۹۹ بندر ماهشهر