آنتاگونیست وجود ندارد-گفتوگوی یاسر قاسمی با امید رنجبر
آنتاگونیست وجود ندارد
گفتوگوی یاسر قاسمی با امید رنجبر
این متن در فصلنامۀ تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر “داستان شیراز” (سال ششم– شماره بیست و یکم– پاییز ۱۴۰۱) منتشر شده است.
شب، داخلی، کافهای حوالی میدان فردوسی
ساعت 9:30 شب است که به کافه میرسم. برای بار دوم است که امید رنجبر را میبینم. سلام میکنم. روبهروی هم پشت میزی مینشینیم. امید رنجبر چند ماهی است که از داوری جشنوارۀ فیلم سلیمانیه عراق برگشته است. دور از هیاهوی سینمای بیرمق این سالها میخواند و مینویسد. به او پیشنهاد میدهم دربارۀ رابطۀ ادبیات و سینمای ایران در چند سال اخیر صحبت کنیم. شروع کردیم تا اینکه به «آنتاگونیست وجود ندارد» رسیدیم.
امید رنجبر
سینمای ایران در چند سال اخیر گرفتار ضدمسئله شده. فیلمسازان نگاه عمیقی به جامعه ندارند. در سطح مسائل اجتماعی گیر کردهاند. صرفاً رخدادهای اجتماعی را بازنمایی میکنند. به عمق نمیرسند. فیلمسازان از جامعه عقب افتادهاند. جامعه انتظار آسیبشناسی از مسائل اجتماعی را دارد. نشاندادن تصویر فقیر و معتاد و
اعدامی هیچ کمکی به جامعه نمیکند.
یاسر قاسمی کلواری
در واقع مردم میخواهند فیلمسازان دنبال ریشهها بگردند. دالها را پیدا کنند نه مدلولها را.
امید رنجبر
دقیقاً. نشاندادن تنفروشی، سرنگ، دزد و غیره بیآنکه در جستوجوی ریشهها باشیم، سودی ندارد؛ مثلاً محمد کارت هنرش در این است (به قول خودش) که من در این طبقۀ کارتنخوابِ سولهنشینِ کفخیاباننشینها زیست کردهام و تصویر درستی از آنها ارائه میدهم.
یاسر قاسمی کلواری
ولی از ساکنین این طبقه پرسیده نمیشود که چطور به اینجا کشیده شدید؟ جا دارد همان سوال پرتکرار را دوباره مطرح کنیم: آیا سینمای اجتماعی ما، اجتماعی است؟ آیا اینها واقعیت دارند؟
امید رنجبر
ما میتوانیم بگوییم با سینمایی طرف هستیم که اقتباسی از رویدادهای اجتماعی است. سینمایی که صرفاً به نمایش رخدادها پرداخته است، بیآنکه سوالی مطرح کند و با سوالش راهی بگشاید. یک مقاله چند سال پیش نوشتم و آنجا گفتم که مسئلۀ سینما نشاندادن واقعیت نیست.
یاسر قاسمی کلواری
اگر نشان هم میدهیم، باید دنبال ردپاها هم بگردیم. غیر از این است؟
امید رنجبر
اینطور وانمود کردهاند که هرچه یک اثر به واقعیت نزدیکتر باشد، هنریتر است. نهخیر. فیلمساز باید واقعیت خودش را بسازد. فیلمساز به چه فکر میکند؟ باید آن را بسازد. فیلمساز باید آنچه را که تخیل میکند، بسازد. فیلمساز گزارشگر رخدادهای یک مجلۀ سیاسیاجتماعی نیست. فیلمساز باید در تصاویر فقر و فلاکتی که میسازد، آنتاگونیست را نشان دهد. فیلمساز باید آنتاگونیست پنهان را بیرون بکشد و مرئیاش کند؛ اما چندین سال است که در سینمای ما این اتفاق نمیافتد. اکثر فیلمها آنتاگونیست ندارند و وقتی که آنتگونیستی وجود نداشته باشد، درامی شکل نمیگیرد. انگار فیلمسازان ما اجازۀ ورود به ساحت آنتاگونیست را ندارند. تماشاگر باهوش میداند که در شیطان وجود ندارد محمد رسولاُف هم آنتاگونیستی وجود ندارد. با اینکه گمان میکنیم کارگردان خیلی رادیکال به مسئلۀ اعدام پرداخته است، اما ما اعدام را فقط حول حلقۀ طناب میبینیم و فراتر از آن را نمیبینیم. در قهرمان آنتاگونیست کیست؟
یاسر قاسمی کلواری
نداریم. آنتاگونیستی را که در سینمای سالهای دور میدیدیم، در سالهای اخیر در سینما نمیبینیم.
امید رنجبر
در شنای پروانه و قهرمان و شیطان وجود ندارد، آنتاگونیست وجود ندارد. تزی وجود ندارد که آنتیتزی وجود داشته باشد. پس فیلمها تصاویری از هنجارها و ناهجاریهای اجتماعی میشوند و تمام.
یاسر قاسمی کلواری
اگر به سینمای دهههای قبل برگردیم چی؟ آنجا آنتاگونیست وجود دارد؟
امید رنجبر
توی قیصر وجود دارد. توی گاو وجود دارد. توی رگبار وجود دارد.
یاسر قاسمی کلواری
توی گوزنها.
امید رنجبر
درسته، توی آرامش در حضور دیگرانتقواییوجود دارد. آنتاگونیست ملموس است. تماشاگر میداند قهرمان با کی دارد مقابله میکند. در این فیلمها آنتاگونیست یک آدم نیست که بخواهد همهچیز را ویران کند، بلکه از دل یک رویکرد فلسفی بیرون میآید. برای همین این آثار قابلتحلیلاند. توی مغولهای پرویز کیمیاوی، با اینکه فیلم آوانگاردیست، آنتاگونیست وجود دارد. توی طبیعت بیجانشهید ثالث آنتاگونیست وجود دارد. بیننده دارد آنتاگونیست را میبیند. سیستمی مرئی در پشت وجود دارد که عامل این رخوت و رکود پیرمرد فیلم است.
یاسر قاسمی کلواری
توی اکثر فیلمهایی که اسم بردیم آنتاگونیست، یک سیستم مرئی است؛ اما در شیطان وجود ندارد، برخلاف ظاهرِ رادیکالش آنتاگونیست غایب است.
امید رنجبر
در فیلم دستنوشتهها نمیسوزند، برخلاف شیطان وجود ندارد، آنتاگونیست وجود دارد .همین امر باعث میشود که دستنوشتهها…کمتر دیده شود و دستاوردی جهانی نداشته باشد.
یاسر قاسمی کلواری
این مورد دربارۀ سینمای دنیا به چه صورت است؟ آیا آنتاگونیست موردبحث ما در سینمای حال حاضر جهان وجود دارد؟ مثلاً کودا یا فیلم آخر برادران کوئن یا قدرت سگ و دست خدا؟
امید رنجبر
نه، البته قدرت سگتا حدودی. اما از بین بیشتر از سیصد فیلمی که در سال گذشتۀ میلادی از سینمای جهان دیدهام، این فیلمها از بلوک شرق و بالکان فیلمهای مهمیاند که میتوانیم درموردشان بحث کنیم:
بلوک شرق و بالکان:
Servants by Ivan Ostrochovský
Unclenching the fists by Kira Kovalenko
Petrov’s Flu by Kirill Serebrennikov
beginning by Dea Kulumbegashvili
Bebia, à mon seul désir by Juja Dobrachkous
What Do We See When We Look at the Sky? by Aleksandre Koberidze
Bad Luck Banging or Loony Porn by Radu Jude
Quo vadis, Aida? by Jasmila Zbanic
Once Upon a Time in Cannes by Igor Parfenov
گفتوگوی ما تا نیمهشب ادامه داشت و از امید رنجبر قول گرفتم تا این سلسله گفتوگوها را ادامه دهیم.