انتخاب برگه

پیر اوژن دوسیمیتیر «یک از بسیار» را آفرید-سارا سعدلو

پیر اوژن دوسیمیتیر «یک از بسیار» را آفرید-سارا سعدلو

پیر اوژن دوسیمیتیر «یک از بسیار» را آفرید

سارا سعدلو

اینجا؛ جایی در فضا، در خلأ خارج از کهکشان راه شیری، در میان تاریکی بی‌حدوحصر، نشسته‌ایم و جناب ژوپیتر در حال ساختن مجسمه‌های عجیب‌الخلقه هستند. ما هم در نقش منشی ایشان در حال ثبت وقایع هستیم. آه بر ما می‌بخشایید؛ اما این حقیران به‌تازگی کارمان را آغاز نموده‌ایم و فقط خدا، آه ببخشید فقط جناب ژوپیتر آگاهند که چه بر سر منشی پیشین آمده است. ما باید بسیار مراقب رفتار و گفتار و سکناتمان باشیم و تأکید می‌کنیم به چشمانمان اعتماد نداریم.

سروصدای بسیاری به پاست. صدای تیشه و کلنگ و… کلنگ و… ببخشید اون وسیله چیه؟ آه بله… بله همان که گفتند. صدای این‌ها می‌آید و حالا جناب ژوپیتر دارند به سرِ پیِر غرولند می‌فرمایند.

ژوپیتر: «پیر! محض رضای خدا بتمرگ و این‌قدر با آلت خورشید ور نرو. من اصلاً نمی‌تونم تمرکز کنم.»

پیر با لحن مشمئزکننده‌ای جناب ژوپیتر را خطاب قرار می‌دهند. ما اگر جای ایشان بودیم با مار بوآ دارشان می‌زدیم. پیر: «هی ژوپ من! آه بی‌خیال. وقتی این‌قدر مجسمۀ کج‌وکوله درست می‌کنی یکی باید اینجا باشه که از توشون یه چیز درست‌درمونی دربیاره. شیرفهم؟ آخه این چیه اینجا؟ این مثلث.»…

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب