انتخاب برگه

گزارش نهایی پروندۀ سانسورچی-دانیال عماری

گزارش نهایی پروندۀ سانسورچی-دانیال عماری

گزارش نهایی پروندۀ سانسورچی

دانیال عماری

بسمه تعالی

شماره: ۳۳۶۶۶/خ

تاریخ: ۲/۷/۱۴۱۰

فوری                                                                                                  پیوست: ندارد

جناب آقای خون‌گرم

ریاست محترم بخش فرهنگی

با سلام و احترام

در روز دوشنبه، تاریخ 18/6/1410، پرونده به دست اینجانب رسید که شامل متن تایپ‌شدۀ رمان، پیوست‌ها و نظرات همکاران محترم بود. طی همان روز اداری، فایل پی‌دی‌اف رمان هم از طرف همکارانی که روی پرونده کار کرده بودند، به رایانۀ اینجانب ارسال شد.

طبق فرمایش حضرت‌عالی، بنده در گزارش پیش‌رو، شرح مفصلی از وضعیت پرونده، دلایل طولانی‌شدن فرآیند کار و ویژگی‌هایی از رمان موردبررسی را خدمتتان ارائه خواهم کرد؛ همچنین روند مطالعۀ شخصی‌ام را شرح خواهم داد و درنهایت، نظر خود را پیرو این پرونده به اطلاع حضرت‌عالی خواهم‌رساند.

در اولین مواجهه با پرونده، نگاهی به پیوست‌های همکاران انداختم.

جناب آقای خوش‌نام در بخشی از یادداشت مفصلشان نوشته‌اند: طی چندین‌بار مطالعۀ رمان مسئله متناقض می‌شود. باید توسط باقی همکاران هم مطالعه شود. ژانر و ردۀ سنی رمان هم، تصمیم‌گیری را حساس‌تر می‌کند. تصمیم ما باید جمعی باشد، که دچار کج‌فهمی نشویم. برخی از همکاران داستان را لایق مجازات می‌دانند، ‌برخی هم معتقدند باید آن را مستقیم به جشنواره‌ها معرفی کرد.

جناب آقای بلادی در بخشی از یادداشتشان نوشته‌اند: ارجاع به داستان‌های کهن روشن است. هرچند از قالب و گونۀ غربی بهره می‌برد. موقعیت زمان‌مکانی هم مربوط به آینده است، هرچند که شباهت‌هایی وجود دارد. از طرف دیگر، شخصیت مرکزی اندیشه‌های سازنده‌ای دارد. با اینکه دست به جنایت می‌زند. نیاز است باقی همکاران هم رمان را مطالعه کنند.

نظرات باقی همکاران که روی پرونده کار کرده‌اند را در خلال گزارش به اطلاع عالی می‌رسانم. شروع به مطالعۀ متن اصلی کردم. رمان با این جملات آغاز می‌شود: «بگذار خون بپاشد، زمین بسوزد، کودک بمیرد، مادر بگرید

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب