انتخاب برگه

پلیور آبی-طهورا زحمت‌کش

پلیور آبی-طهورا زحمت‌کش

پلیور آبی

طهورا زحمت‌کش

دستام تو جیبمه. پلیور آبی موردعلاقۀ داداشم برمه. به سمت ماشین می‌رفتم. یه سایۀ خیلی‌بزرگ و

کم‌رنگ روی زمین آسفالتی افتاده بود. باعث شد برگردم و بالا رو نگاه کنم.

طبقۀ چهاردهم

می‌دونستم آپارتمانمون کلاً چهارده طبقه‌ست.

می‌تونستم ببینم که داره بهم لبخند می‌زنه.

با اینکه فاصله‌مون خیلی زیاد بود گوشه‌های لبش که به سمت بالا کشیده می‌شد رو می‌دیدم.

باد تا مغز استخونمو می‌سوزوند و باعث شد کلاه پلیور از سرم بیفته.

دستاشو باز کرد.

رز درست همون لحظه‌ایی که تو دماغۀ تایتانیک حسّ رهایی می‌کرد.

ولی چرا هیچ جکی نیست که از پشت بغلش کنه؟…

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب