انتخاب برگه

زیر درختان حیاط دانشگاه-کیانا کریمی

زیر درختان حیاط دانشگاه-کیانا کریمی

زیر درختان حیاط دانشگاه

کیانا کریمی

سجاد درحالی‌که کلاهش را بالای سرش تکان می‌داد، یک‌ بار دیگر فریاد زد: «ساکت، ساکت شید. با هم حرف نزنید. بذارید موضوع رو یه بار دیگه مرور کنیم.»

سارا دست‌به‌سینه ایستاد. عینک آفتابی‌اش را بالا داد و گفت: «دیگه چی مونده که مرور کنیم؟ قضیه ساده‌ست. یکی به ما خیانت کرده و به سؤالا جواب داده. ما فقط باید پیداش کنیم. آخ اگه دستم بهش برسه.»

موج جدیدی از همهمه در حیاط دانشگاه راه افتاد.

سجاد کلاهش را روی سرش گذاشت و گفت: «ببینید این‌جوری کاری از پیش نمی‌بریم. هرطوری شده باید بفهمیم که کی امتحان سفید تحویل نداده. ما با هم قرار داشتیم. قرار بود برای اعتراض به استاد این‌کارو کنیم. یالا بگید کی عاشق سینه‌چاک استاد بوده که به سؤالا جواب داده؟»

مریم با بی‌حوصلگی جواب داد: «من که نبودم. اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم به سؤالا جواب بدم. لامصب سؤالای سختی داده بود.»

رامین و نجمه و رضا هم پشت سر او تأیید کردند که کار آن‌ها نبوده…

درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب