انتخاب برگه

مطالعه‌ای بر ارتباط بازنمایی بنای معماری با اندیشۀ‌ انسان‌گرایی در نقاشی «تحویل کلید» اثر پیِترو پروجینو- دانیال عماری

مطالعه‌ای بر ارتباط بازنمایی بنای معماری با اندیشۀ‌ انسان‌گرایی در نقاشی «تحویل کلید» اثر پیِترو پروجینو- دانیال عماری

مطالعه‌ای بر ارتباط بازنمایی بنای معماری با اندیشۀ‌ انسان‌گرایی در نقاشی «تحویل کلید» اثر پیِترو پروجینو

دانیال عماری

وصلت مریم باکره (۱۵۰۰) – رنگ روغن روی چوب – موزه هنرهای زیبای کان – فرانسه
باکره سوگوار (۱۴۹۰) – رنگ روغن روی پانل – گالری اوفیتزی – فلورانس  – ایتالیا
تحویل کلید (۱۴۸۲) – نقاشی دیواری – نمازخانه سیستین – واتیکان
تعمید مسیح (۱۴۸۲) – نقاشی دیواری – نمازخانه سیستین – واتیکان       

سوال آغازین می‌تواند این باشد: چه ارتباطی بین بنای معماری بازنمایی‌شده و موضوع بازنمایی در این تابلوها وجود دارد؟ اگر این ارتباط را کشف کنیم، سوال اساسی این است که چرا  در نقاشی از این سنت کمپوزیسیونی بهره گرفته شده ‌است؟ و سوال نهایی این خواهد بود، که کلیت قاب، چگونه در حال اشاره به اندیشۀ انسان‌گرایی است؟ برای این منظور، بر نقاشی «تحویل کلید» تمرکز می‌کنم.

«تحویل کلید»، تشریح اثر

در مرحلۀ اول، می‌توان گفت که با یک نقاشی در سه سطح روبه‌رو هستیم که عبارتند از پیش‌زمینه، میان‌زمینه و پس‌زمینه. بیایید روی هر بخش به‌طور جداگانه تمرکز کنیم و آنچه را که می‌بینیم شرح دهیم. در این بخش از تحلیل، بهره‌گرفتن از داده‌های فرمی را اصل قرار می‌دهیم و تلاش می‌کنیم هیچ اشاره‌ای به موضوع اثر نداشته باشیم، چراکه داده‌های به‌دست‌آمده از فرم، میان تمام مخاطبان از بافت‌های گوناگون مشترک خواهند بود.

پیش‌زمینه: در این قسمت از نقاشی، با بیست‌و‌یک فیگور مواجه هستیم که تقریبا تمامی سطح پیش‌زمینه را پوشش داده‌اند. فیگورها در اشکال مختلف هستند. همۀ آن‌ها ایستاده‌اند به‌جز شخصیتی که در مرکز سمت راست، روی زانو نشسته است. موقعیت دست‌ها، پاها و سرها در هر فیگور متفاوت است. دو فیگور پشت به ما ایستاده‌اند. عواطف و احساسات در چهره‌ها نیز متفاوت است. برخی بی‌تفاوت به‌نظر می‌رسند. برخی هم گویی احوالاتی روحانی را تجربه می‌کنند. در سمت چپ قاب، دو شخصیت در حال گفت‌و‌گو به‌نظر می‌رسند. فیگور‌ها تمامی فضای پیش‌زمینه را اشغال کرده‌اند. از‌این‌رو حرکت چشم بیننده کاملا افقی است. بنابراین، می‌توان چنین خطی را درنظر گرفت:

با دقت بیشتر درمی‌یابیم که برآیند جهت‌های خطوط در پیش‌زمینه، به مرکز متمایل است. به عنوان مثال، بیشتر شخصیت‌ها، به دو فیگور در مرکز نگاه می‌کنند. همچنین، فاصلۀ کمی بین فیگور مرکزیِ متمایل‌به‌چپ با جمعیت پشت سرش می‌یینیم. باقی پیکره‌ها این‌گونه نیستند. همۀ آن‌ها توسط یکدیگر پوشیده شده‌اند. حداقل قسمت کوچکی از بدن آن‌ها توسط شخصیت دیگری پنهان‌شده است. اما شخصیت مرکزیِ متمایل‌به‌چپ فاصله‌ای از باقی بدن‌ها دارد و ما می‌توانیم او را به‌طور کامل ببینیم. شخصیت زانو‌زده در مرکز هم تماما دیده می‌شود، اما تفاوتی که با شخصیت مرکزچپ دارد، این است که فضای پشت سر او با پیکری پوشش داده‌شده است. توضیح واضح دیگر در مورد اهمیت این دو شخصیت، موقعیت آن‌ها در نقاشی است. آن‌ها در مرکز پیش‌زمینه قرار دارند و تمام خطوط این قسمت به سمت آن‌ها‌ست. مشخصا تفاوت به‌خصوصی میان این دو شخصیت با باقی افراد دیده می‌شود، و تفاوتی بسیار جزئی میان شخصیت مرکزچپ با شخصیت زانو‌زده. چراکه شخصیت مرکزچپ، تماما از باقی پیکره‌ها منفک شده‌است، اما شخصیت زانو‌زده، با وجود آنکه تماما دیده می‌شود، اما فضای پشت‌سرش با شخصیتی پوشیده‌است. می‌توان گفت، در پیش‌زمینه با سطح بالایی از انسجام و تقارن و تعادل روبه‌رو هستیم. با وجود حرکت در پیکره‌ها، ایستاتی و استواری در کلیت پیش‌زمینه غالب است. اگر قاب را نصف کنیم، سطح بالایی از تقارن میان سمت راست و سمت چپ قاب ایجاد می‌شود. بنابراین، می‌توانیم خطوط را به شکل زیر تغییر دهیم تا دقیق‌تر شوند:

میان‌زمینه: در این بخش، با فضایی خالی  و وسیع، با موزاییک‌های سفید و حالت‌های بدنی متنوع روبه‌رو هستیم. با حرکت از چپ به راست، در ابتدا توده‌ای از پیکره‌ها می‌بینیم که به اشکال مختلف ایستاده‌اند. برخی راه می روند، برخی دیگر در حال بحث و گفت‌وگو هستند و به نظر می رسد گروه‌گروه جدا شده‌اند. بعد از یک فضای خالی کوچک، دو مرد را می بینیم که در‌حال راه‌رفتن هستند و گویی در‌حال مباحثه‌اند. پس از یک محوطۀ خالی بزرگتر، متوجه رقصنده‌هایی با فاصله از یکدیگر می‌شویم. بچه‌ها بازی می‌کنند و افرادی در‌حال عبوراند. در این بخش نمی‌توان جهت مشخصی مانند پیش‌زمینه در‌نظر گرفت. به‌نظر می‌رسد با کیفیت تضاد مواجه هستیم. چراکه تمام کیفیات کمپوزیسیونی حاضر در پیش‌زمینه، جایشان را درست به ویژگی‌های متضاد داده‌اند. از آن ایستایی و استواری، به سمت پویایی و حرکت رفته‌ایم. با نصف کردن قاب، به تقارنی کامل میان دو بخش نمی‌رسیم. فاصلۀ میان پیکره‌ها، برخلاف پیش‌زمینه از قاعده‌ای خاص پیروی نمی‌کند و ما از انسجام و تقارن بالا در پیش‌زمینه به سمت کیفیت پراکندگی در اجزا حرکت می‌کنیم.

پس‌زمینه: در این سطح، سه سازۀ معماری را می بینیم. دو طاق ‌نصرت در چپ و راست و یک معبد در مرکز. پرسپکتیو به ما می‌گوید که معبد جلوتر از طاق‌های کناری قرار دارد. طاق‌نصرت‌ها قرینه و مشابه به‌نظر می‌رسند. بهتر است روی هر بنا متمرکز شویم و ساختارها را به طور جداگانه تشریح کنیم تا دریابیم که نقاشی ما را به کجا می برد.

  1. طاق‌نصرت‌ها: برای توصیف طاق‌نصرت‌ها، می‌توان سازه را به سه قسمت تقسیم کرد. با حرکت از پایین به بالا، سه ورودی داریم که بزرگترین آن در وسط است. ستون و سرستون به سبک ترکیبی رومی هستند و آیونیک و کورنتی می‌شوند. همچنین پایه‌ستون‌ها مرتفع ترسیم شده‌اند. نمای سازه پر از کتیبه‌هایی است که دارای نقش برجسته هستند. کتیبه‌ها به صورت دایره و مستطیل کار‌شده‌اند. چهار کتیبه دایره‌ای در بخش زیرین، روی دو کتیبه مستطیلی‌شکل به چشم می‌خورند. در سطح دوم بنا، می‌توانیم سبک آیونیک را در ستون‌‌نماها تشخیص دهیم. دو کتیبه در هر طرف و بزرگترین آن در مرکز دیده می‌شود. کتیبه‌ها نمایانگر صحنه‌هایی از جنگ و پیروزی هستند. در بخش بالایی بنا، ما سه قسمت داریم که همگی با نقوش تکرارشونده تزئین شده‌اند. دو تفاوت بین دو ساختار در طرفین وجود دارد. یکی جملۀ لاتین نوشته‌شده در کتیبۀ مرکزی و دومی نورپردازی صحنه. اگر خوب دقت کنیم، سمت چپ گنبد معبد براّق‌تر از سمت راست است. بنابراین، نقاشی به‌نوعی زمان روز را هم بازنمایی می‌کند. بنابراین، طاق‌نصرت سمت چپ کمی تیره تر از سمت راستی ترسیم شده‌است.

همان‌طور که می بینیم، با داشتن داده‌های ارائه‌شده در پرسپکتیو نقاشی و با استفاده از محاسبات ریاضی، می توانیم در عمق نقاشی حرکت کنیم و سایر پرسپکتیوها را به‌راحتی حدس بزنیم. اینجا می‌توان اذعان کرد، که مجددا به کیفیات ارائه‌شده در پیش‌زمینه بازگشته‌ایم. هر سه بنا، نشان از استواری، پایداری و ایستایی می‌دهند. تقارن به اوج خودش رسیده‌است. فاصلۀ میان بناها متناسب، برابر و با حفظ انسجام انجام شده‌ است. حرکت تقریبا به صفر رسیده و ایستایی و ماندگاری در اوج قرار دارد. برای ادامۀ الگوهای خود، مجدد یک خط افقی را درست مانند خط پیش‌زمینه تشخیص می‌دهیم:

انسجام

                                                                                                                                                                                                    پراکندگی

                                                                                                     پیش‌زمینه                   میان‌زمینه                                      پس‌زمینه

معماری در نقاشی و اندیشه انسان‌گرایی

با توجه به توضیحات فوق، می توان قاطعانه ادعا کرد که سبک و زیبایی‌شناسی سازه‌ها کاملاً متاثر از ارزش‌های کلاسیک است. بیان سازه تطابق کامل با یک ساختمان باستانی دارد. معماری در نقاشی، نه‌تنها ارزش‌های کلاسیک را ارائه می‌کند بلکه تفسیری از آن را نیز به‌دست می‌دهد. این تفسیر توسط هم‌جواری همگن

شیوه‌های کلاسیک در بناها نمود پیدا کرده‌است.

رویکرد روشن است. نه فقط بناها، بلکه کل نقاشی از ایده‌های فلسفیِ یونانی‌رومی پیروی می‌کنند، که سنگ ‌بنای اندیشۀ انسان‌گراییِ باستان را می‌نهند. ایجاد یک فضای ریاضی و هندسی مدنظر است. پیش‌زمینه، زمینۀ میانی و پس‌زمینه به‌وضوح با استفاده از معیارهای ریاضی از هم جدا شده‌اند. پراکندگی در میانه، و انسجام در پس و پیش‌زمینه، تعادلی آرام ایجاد کرده است. با حرکت از پیش‌زمینه به پس‌زمینه تراکم پیکره‌ها کاهش می یابد و در پس‌زمینه با حضور بناها جبران می‌شود. کلیت قاب سعی می‌کند به تقارن و انسجام مطلق برسد. معماری‌ها بر اساس نظم‌های ریاضی و  با استفاده از همان ایده‌ها و طرح‌ریزی‌ها سازماندهی‌شده‌اند که ارزش‌های فلسفی انسان‌گرایی را پشتیبانی می‌کنند. آن‌چه اساس امر زیبا شناسایی شده، خرد و تناسبات دقیق است، که پایۀ اساسی اندیشۀ ‌انسان‌گرایی در عصر رنسانس را پایه می‌گذارد. یعنی ایجاد تفسیری جدید از مسیحیت که در هم‌جواری با خردگرایی یونانی، به صلح و تعادل برسد. ایمان مسیحی در این نقاشی، ایمانی خردگرایانه، آرام، متناسب و منطقی ترسیم‌شده است.

مهم‌ترین نکته در بازنمایی بناها، ایجاد ترکیبی متعادل، منطم و ریتمیک از سبک‌های معماری یونان، روم باستان و رنسانس است. برای مثال، با سرستون‌های ترکیبی در کنار ستون‌های آیونیک در طاق‌نصرت‌ها روبه‌رو هستیم. به نظر می رسد پروجینو در حال ایجاد یک‌ هم‌جواری میان تمام سبک‌های معماری یونان و روم باستان در یک نقاشی‌ست. و نه فقط این کنار هم ‌قراردادن آن‌ها، بلکه ایجاد یک ریتم متناسب و تعادل در میان آن‌ها در سه ساختار. یکنواختی سبک‌ها به‌وضوح حفظ شده‌است. ما با یک بیان آشفته یا پرتحرّک روبه‌رو نیستیم، بلکه ترکیبی کاملا همگن و آرام از سبک‌ها در هر سه بنا به‌وجود‌ آمده‌است. به‌ عبارت دیگر شاهد کنار هم قرارگرفتن عناصر کلاسیک در بهینه‌ترین حالت ممکن هستیم. هم‌جواری سبک‌ها در کنار یکدیگر، بدون ایجاد تخلخل در بیان هرکدام و درنهایت، تشکیل یک بیان ‌نهایی واحد از این ترکیب‌بندی جدید. گویی این سازه‌ها، با قرارگرفتن در پس‌زمینه، شمایی از ارزش‌های زیبایی‌شناختی دوران باستان را بازنمایی می‌کنند. ارزش‌های مرکزی یک انسان مثالی در اندیشۀ باستانی، در کیفیات نقاشی، به‌خصوص وضعیت سازمان‌دهی سازه‌ها ترسیم شده‌است. کلیت فرم تلاش می‌کند، شیوۀ ارائه را براساس ارزش‌های زیبایی‌شناختی کلاسیک تنظیم کند. گویی کلیت نقاشی، تلاشی برای تجسم ایدۀ انسان‌گرایی در آشتی با تاریخ مسیحیت است.

معماری و موضوع بازنمایی

تا اینجا به خطوط افقی در نقاشی پرداختیم. این دو خط دو عنصر مرکزی اثر را در اختیار ما قرار می‌دهند: زیبایی‌شناسی کلاسیک و مفهومی مذهبی. اما آنچه ساختار در پس‌زمینه را به موضوع در پیش‌زمینه متصل می‌کند، خطوط پرسپکتیو است. پرسپکتیو آشکارا بخش اساسی کار است زیرا حتی خطوط جداکننده در میان موزاییک ها به ما کمک می‌کند تا پیکره‌ها در پیش‌زمینه را به بناها در پس‌زمینه متصل کنیم. همچنین، می‌توانیم یک مثلث خوابیده را در مرکز درنظر بگیریم که عمق‌نمایی در صحنه را موکد می‌کند.

با توجه به موضوع بازنمایی و نام نقاشی، مسیح و پطرس را در مرکز قاب داریم و عیسی کلید ملکوت آسمان را در حضور حواریون به پطرس تحویل می‌دهد. این صحنه درست در مقابل بنایی با زیبایی‌شناسی کلاسیک ترسیم شده‌است. بازنمایی این صحنۀ سرنوشت‌ساز در زندگی عیسی، درست در مقابل یک بنای باستانی، راه پیوند ارزش‌های زیبا‌شناختی و موضوع نقاشی است. ارجاعات به ایده‌های باستانی و مسیحیت به نسبت دقیق برنامه‌ریزی شده است. وزن بصری هر دو خط در پیش‌زمینه و پس‌زمینه در تعادل است. حتی میزان بیان‌گری هر دو سطح نقاشی، با دقت بالایی تنظیم‌ و مدیریت شده است. صحنه حسی از ابدیت را تحمیل می‌کند. ما نمی‌توانیم فکر کنیم که پطرس پس از دریافت کلید روی پای خود بایستد. درحالی‌که حسی از حرکت هم ارائه می‌کند. دقیقا همان ‌چیزی که اساس هنر کلاسیک است: سکون در عین پویایی، با غلبۀ پایداری و ایستایی. از همین تکنیک برای بناها استفاده شده‌است. آن‌ها همچنین  نشان از پایداری و ازلی‌ابدی بودن دارند. به‌نظر می رسد که از نگاه یک هنرمند اومانیست، به لحظه‌ای مهم در تاریخ مسیحیت نگاه می‌کنیم.

میان‌زمینه چه نقشی ایفا می‌کند؟ و سخن پایانی

در سطور بالا، به ارتباط معماری و مفاهیم دینی در پس و پیش‌زمینۀ نقاشی اشاره کردیم. اما یک نکتۀ مهم را نباید فراموش کنیم. دلیل تشخیص تقارن و انسجام در پس و پیش‌زمینه، فاصلۀ ما از آن در میان‌زمینه است. بنابراین، با حرکت به سمت پراکندگی در میان‌زمینه، و مجددا بازگشت به کیفیات اولیه در پس‌زمینه، تفاوت و شباهت‌ها موکد می‌شوند. با وارد کردن امر تصادفی، امر همیشگی برجسته می‌شود. یکی دیگر از جنبه‌های مهم این قسمت، ایجاد حس واقع‌گرایی با افزودن لحظات تصادفی است. در میان‌زمینۀ اثر، برخلاف پیش‌زمینه و پس‌زمینه، مطمئناً ادعا می‌کنیم که هر لحظه پیکره‌ها تغییر وضعیت خواهند داد . موقعیت بسیار سیال و پویاست. این پویایی میان‌زمینه، در مقام تاکیدی بر ایستایی پیش‌زمینه عمل می‌کند، همان‌طور که ایستایی مطلق پس‌زمینه هم بدان متصل شده‌است.

نکتۀ اصلی که می‌خواهم بر آن تاکید کنم، که اولین سرنخ من برای نوشتن این مقاله بود، این است که چگونه بازنمایی معماری ارزش‌های انسانی‌گرایی را در نقاشی‌ها ارائه می‌کند. اشاره کردیم که قبل از پروجینو آثاری از جوتّو داریم که نشان‌دهندۀ شکل‌گیری این شکل از قاب‌بندی است. جدا از این دو هنرمند، بخش زیادی از هنر رنسانس، برپایۀ همین فرم بنا شده‌است. همچنین رافائل بعد از پروجینو نقاشی‌هایی با همین فرم خلق می‌کند. اما پروجینو بخشی طولانی از فعالیت هنری خود را به این شیوه اختصاص داد و آن را تثبیت کرده‌ است. پس از آثار پروجینو، با چشم‌پوشی از چند نقاشی از رافائل در ابتدای فعالیتش، این ترکیب‌بندی دچار پیشرفت یا تحول به‌خصوصی نمی‌شود. حتی می‌توان ادعا کرد که از مرکز توجه نقاشان کنار می‌رود. گویی پروجینو در آخرین نقطه در بهره‌گیری از این سنتِ ترکیب‌بندی ایستاده‌است و جوتّو در آغاز آن. عنصر اصلی این ترکیب‌بندی، بازنمایی معماری‌هایی با زیبایی‌شناسی کلاسیک است. بهره‌گیری از بنا برای تجسم ایده‌های انسان‌گرایی  در كنار موضوعات مذهبی. از این طریق، ارزش‌های هنری کلاسیک در کنار هنر مسیحی، احیا – یا بهتر بگوییم – بازتعریف می‌شوند.


درباره نویسنده

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب