گفتوگو، بی حضور کلمات- یادداشتی بر نمایشگاه مجسمههای سیروس نوذری با عنوان «با جانِ سنگ»- شجاع انوری
گفتوگو، بی حضور کلمات
یادداشتی بر نمایشگاه مجسمههای سیروس نوذری با عنوان «با جانِ سنگ»
شجاع انوری
این متن در فصلنامۀ تخصصی ادبیات داستانی و شعر معاصر “داستان شیراز” (سال هفتم– شماره بیستم و پنجم– پاییز 1402) منتشر شده است.
از قول “مانجی” نقاش پیر شیدا، نقل است که در باب نقاشی مینویسد: «از ششسالگی میلم به کشیدن شکل اشیاء بود و از پنجاهسالگی سیاهقلمهای بسیاری چاپ کردهام، بااینهمه تا هفتادسالگی هرچه کشیدم چیز چشمگیری در آنها نبود. در هفتادوسهسالگی کمابیش ساختار حیوانات، پرندهها، حشرات و ماهیها و زندگیِ علفها و گیاهان را فهمیدم و همینطور در هشتادوششسالگی پیشتر خواهم رفت؛ در نودسالگی حتی در معنای پنهان آنها بیشتر نفوذ خواهم کرد، و تا صدسالگی شاید بهراستی در هنرم به سطح شگفتانگیز و خدایی برسم. وقتی صدودهسالهام، هر نقطهای، هر خطی، حیاتی خاص خود خواهد داشت. اگر بتوانم آرزویی را بیان کنم، از هر کسی که در میان شما عمری دراز داشته میخواهم ببیند چیزی که من گفتم راست است یا نه؟»1
همۀ ما به طرق مختلف با واژۀ «ذن» آشنا هستیم و کموبیش از آن مطلع. ذن یکی از مکاتب منشعب از مکتب بوداییست که در ژاپن شکل گرفت. اساس ذن بر تفکری عمیق و دقیق در اشیا و موجودات و بهطور کلی پیرامون است. آیین ذن چهار مرحلۀ مهم دارد: مرحلۀ اول؛ تمرکز و اشراف بر محیط اطراف، نورها، صداها و… . مرحلۀ دوم؛ نظارت بر ذهن و دور کردن پریشانی و رسیدن به آرامش ذهنی. مرحلۀ سوم؛ تمرکز بر جسم در تکتک نقاط آن و مرحلۀ چهارم؛ تنفس و هماهنگی.
در باغهای شنی که اکثرا در معابد ژاپنی با ماسهها و سنگها تزیین و بنا میشوند آرامش و تأملیست که میتواند درعینسادگی آدمی را به عمق وجود هستیبخش رهنمون کند، ظاهر آن باغها شبیه آب آرام اقیانوس و سنگهای روی آن بهسان تکههای سنگ یا جزیرههای کوچک است و باطن آنها محوشدن در روح پایای طبیعت است.
بر کهکشان
دست میکشم.
نرمای سنگِ جویبار…2
تاریخنگارانه اگر بخواهم بنگرم، اردیبهشت 1387 را فرایاد میآورم که نمایشگاه اول مجسمههای سنگی سیروس نوذری با همین نام در خانۀ هنرمندان برگزار شد و این نمایشگاه، بلوغ آن کودکیِ بالغانهست که کنون رودرروی ماست.
هزار سال…
تکیهگاه صخرهای،
سنگریزهای… 3

که نباشد؟ پس هر چه «هست» دارد، واجد زندگیست و هر چه واجد زندگی، لایق روایت. پارهسنگی که کنار دیوار خانهای، بر لبۀ رودخانهای یا در دامن کوهی قرار دارد، حضور دارد و حضور او یعنی حیات. شیئیت هر واجدِ حضوری، در نگاه نوذری تنها شیئیت مادی و صلب نیست. جانی در آن حضور مادی تلالو دارد که ما، جانِ ما، با آن در تعامل و تعادل است. شاعر در شعرآگاهی خود آموخته است که پیکره و ساختار واژه را نخراشد و نتراشد و برهم نزند. با کلمات و واژهها برخوردی عاشقانه داشته باشد و اکنون با سنگها…
سنگهایی که هرکدام واژهای فرمیافته در خود و با تراز زیستیشان صیقلیافته یا شکستهشدهاند و میبینیم که شاعر/مجسمهساز با آنها نیز مثل کلمات برخورد میکند. آنها را نمیآزارد، نمیشکند، تراش نمیدهد، از فرم درونی و بیرونی خود خارج نمیکند و در آنها، در یگانگی آنها دخل و تصرف نمیآورد و تنها جانشان را با هم پیوند میدهد تا ما را همچون جهان شاعرانه، هایکووار، رودرروی خودِ بیتصرفشان قرار دهد تا در خاموشی خود با یکدیگر سخن بگویند، و در خاموشی خود با ما سخن بگویند، و ما در خاموشی خود با آنها سخن بگوییم و آیین خاموشی را به گفتوگو بنشینیم بیحضور کلمات… چراکه در خاموشیست که زیباترین و نغزترین گفتوگوها بهمیان میآید و شکل میگیرد.
نوذری روح زندۀ طبیعت و جسم درحال تبدیل و تبدل طبیعت را شناسایی کرده و به جان پذیرفته است، ممکن است گاهی بهواسطۀ حضور نگاهی، دوری و تسلسلی هم در این نگاه پدیدار گردد که البته در حقیقت این ویژگی طبیعت است که در بعضی امور ریتمی یکنواخت چون حرکت دوار دایره را بر ذهن متبادر میکند و دائما در یک پروسۀ تکاملی با ریتمهای منحنی انسانوار در یک حرکت جوهری دامنهدارتر میشود. عیان است که آثار حجمی سیروس نوذری با روح طبیعت آمیخته شده است و برای این شناخت ناشی از آمیختگی، با طبیعت مدام درحال جدال است. این اتودهای فوقالعادۀ حجمی و از شیئیت بهدرشده و انسانوار و انداموار بهنوعی واقعگرایی آشکار میرسد. هیچچیز فدای چیز دیگری نمیشود اما همگی انگار در دایرۀ هستندۀ نگرنده – برخلاف آنکه دکارت گفت: هستندۀ اندیشنده (کوگیتو)- دارند در سکوتی عظیم و معنادار هستی را به چالش میکشند.
تفکر «ذن» در هنر ژاپن به سان «دائو» در چین، «یوگا» در هند یا «اشراق» در هنر ایران از طرفی میخواهد انسان را به ذرهایی از اجزاء طبیعت تبدیل و پس از شناسایی ذره بر خود او را به حکمتی عظیم از معرفت و سیر درونی رهنمون کند، و نوذری در مجسمههای سنگیاش برای رسیدن به نور درون کوشیده است و در این زمینه روح زمانه و طبیعت به عنوان نماینده و مربی غالب بر جهان نیز هرگاه فرمی از مسیر خارج شده او را دوباره به مسیر قبلی خود فراخوانده است. نوذری به مخاطب میفهماند که باید مسیری تازه برای گفتوگو پیدا کرد، نه بدانگونه که پیش از این آموختهایم که در گفتوگو باید مفاهیم مشترک برقرار باشد و اصولا اگر مفاهمهای باشد تضادی درنمیگیرد. نه! در میان جانِ سنگها میآموزیم آنگاه که در رویارویی با شیء به ندانستگی رسیده باشیم، شعر و هنر امکان وجود و بروز خواهد یافت، چرا که دانستگی همهچیز را از معنای درونیشان تهی میکند.
«با جانِ سنگ» نام نمایشگاه آثار حجمی «سیروس نوذری»، شاعر، نقاش، منتقد و مجسمهساز دوستداشتنی ساکن شیراز است که از 22 تا 28 تیرماه 1402 در گالری «هان» به نمایش عموم گذاشته شده بود.
پانوشت:
- نقل از کتاب «هوکوسای»، زندگی و نگارههای نقاش ژاپنی، انتخاب و برگردانِ ع.پاشایی، نشر کارگاه اتفاق، 1401
2و3. دو هایکو از سیروس نوذزی

